میخ ها حرف می زنند
دلتنگی ماهی ست
که توی تنگ شکسته دست وپا می زند
دست هایت
اگر زودتر می رسید
شاید زنده می ماندم
برگشتی
درست لحظه ای که رفته بودم
راستی صد و بیست روز پیش را یادت هست ؟
میخ می کوبیدی
چای از دهان افتاد
و "دوستت دارم "هایم
از چشم هایم !
# دنیا غلامی
+ نوشته شده در شنبه یکم آذر ۱۳۹۹ ساعت 0:27 توسط دنیا غلامی
|