باغچه

تو اوّلین روزنه ی نوری
از پنجره ی زندان
برای مردی اعدامی
خیره به پاکت خالی سیگار
صدای پیش از بهت بزرگی
که می گوید:
آزادی !
***
آدم بی تو
کنار هزار آدم دیگر تنهاست
گل محمّدی من
خداحافظی تو
مرگ تمام باغچه های دنیاست...
# دنیا غلامی
.....................

تو اوّلین روزنه ی نوری
از پنجره ی زندان
برای مردی اعدامی
خیره به پاکت خالی سیگار
صدای پیش از بهت بزرگی
که می گوید:
آزادی !
***
آدم بی تو
کنار هزار آدم دیگر تنهاست
گل محمّدی من
خداحافظی تو
مرگ تمام باغچه های دنیاست...
# دنیا غلامی

یاد تو
جوهری پخش شده
برگونه های کاغذ خیس است
دردی مچاله شده ام بین تشنّجی سرخ
موهای بلند تنهایی را شانه می کنم
و ناخن های کبودش را لاک می زنم
می ریزند
می ریزند
موهایم
از سرِ خسته ام
از سردردهای تبی سرد
و «دوستت دارم »هایم ازچشم هایم
پروانه ها دور هاله ای ازدلتنگی می چرخند
بوی عود می آید
و صدایی سبز از سال های دور
ازرادیو پخش می شود
***
استکان شکسته از سردی و گرمی
زنی ست که سکوت را قدم زده
بین دردها مرد شده
مثل درختی که پیش از پاییز
برگ هایش زرد شده است
غمگینم
و دریای تنهایی ام پراز
ماهی های سیاه و کوچک دلتنگی ست...
# دنیا غلامی

کشاورزی را می مانم
که چشم های خواب آلود مترسکی
تمام محصولش را از بین برده
و دلم سنجابی ست
به دورترین شاخه ی درختی یخ زده
تبعید
تا همیشه ی داستان
لبخندی بعید
از چراغی شکسته و پیر است
***
نبودنت زنی ست پر از تنهایی
که جای خالی ات را
با هیچ کس عوض نمی کند...
#دنیا غلامی
پ .ن :