پرتقال خونی

.....................

بوی عود

Image result for ‫چشم زنی درآینه تنهایی‬‎

یاد تو

جوهری پخش شده

برگونه های کاغذ خیس است

دردی مچاله شده ام بین تشنّجی سرخ

موهای بلند تنهایی را شانه می کنم

و ناخن های کبودش را لاک می زنم

می ریزند

می ریزند

موهایم

از سرِ خسته ام
از سردردهای تبی سرد

و «دوستت دارم »هایم ازچشم هایم

پروانه ها دور هاله ای ازدلتنگی می چرخند

بوی عود می آید

و صدایی سبز از سال های دور

ازرادیو پخش می شود

***

استکان شکسته از سردی و گرمی

زنی ست که سکوت را قدم زده

بین دردها مرد شده

مثل درختی که پیش از پاییز

برگ هایش زرد شده است

غمگینم

و دریای تنهایی ام پراز

ماهی های سیاه و کوچک دلتنگی ست...

# دنیا غلامی

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مهر ۱۳۹۸ ساعت 11:29 توسط دنیا غلامی |